فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind) دکتر هاوارد کلینیکی دارد که افراد میتوانند خاطرات خود خواسته را از حافظه شان پاک کنند. جوئل که با کلمنتاین آشنا شده متوجه میشود ...
حاوی اسپویل
.
.
.
.
.
من گیج شدم سر قضیه فراموشی رابطه از هر دو طرف. کسی میتونه برام توضیحش بده؟ اون تیکه که دختره نوار رو گذاشت تو ماشین و حرفاش راجب پسره پخش شد، اونجا رو که اوایل فیلم نشون داد تازه با هم اشنا شده بودن و خواست بره مسواکشو بیاره، پس هنوز اول رابطشون بوده هنوز به اونجایی نرسیده بودن که دختره بخواد بره کلینیک که ذهنشو پاک کنه، پس چجوری صحبتهایی که هنوز زمانش نرسیده رو تو اون صحنه پخش کرد. و اون جایی هم که دختره رفت با عصبانیت پیش پسره که بنظر تو کلینیک نشسته بود، قضیش چیبود یعنی وسط تایمی که پسره رفته بود ذهنشو پاک کنه اومد پیشش که بگه قضیه چیبوده مثلا؟ این تایم بندی منو گیج کرد
یکی از دوست داشتنی ترین و خاص ترین فیلم های این ژانر از هر نظر و چیزی که دیدنش تمرکز لازم داره. چیز های جدید رو با فاصله کم نشون میده و خسته کننده نیست. من از تدوین و طراحی صحنش خیلی خوشم اومد، کات ها خیلی حرفه ای بودن؛ و البته بازی خفن جیم کری و کیت وینسلت رو هم باید بگم. پایان بندی خوبی هم داشت و حقیقت هر رابطه و زندگی مشترکی رو بدون کلیشه نشون داد شاید؛ رسیدن به مرحله پذیرش نقص ها.
خیلی قشنگ بود، نشون میده آدما کامل نیستن و قرار نیست همه چیز مثل روزای اول باشه رابطه کلی بالا پایین داره وقتی عشقتو با تمام کم و زیادش دوسش داشته باشی حاضری بازم کنارش باشی، چیزی که این فیلم به خوبی نشون داد.
یه فیلم خیلی عجیب عاشقانه، اگه دنبال حس و حال خیلی رمانتیک هستین پیشنهاد نمیشه ولی اگه دنبال یه ماجراجویی عاشقانه و با چاشنی ابهام و درس زندگی هستین حتما ببنیدیش🪸
.
.
.
.
.
من گیج شدم سر قضیه فراموشی رابطه از هر دو طرف. کسی میتونه برام توضیحش بده؟ اون تیکه که دختره نوار رو گذاشت تو ماشین و حرفاش راجب پسره پخش شد، اونجا رو که اوایل فیلم نشون داد تازه با هم اشنا شده بودن و خواست بره مسواکشو بیاره، پس هنوز اول رابطشون بوده هنوز به اونجایی نرسیده بودن که دختره بخواد بره کلینیک که ذهنشو پاک کنه، پس چجوری صحبتهایی که هنوز زمانش نرسیده رو تو اون صحنه پخش کرد. و اون جایی هم که دختره رفت با عصبانیت پیش پسره که بنظر تو کلینیک نشسته بود، قضیش چیبود یعنی وسط تایمی که پسره رفته بود ذهنشو پاک کنه اومد پیشش که بگه قضیه چیبوده مثلا؟ این تایم بندی منو گیج کرد
تقریبا بیست دقیقه وسطشم اضافه بود بنظرم